تبليغاتX
سال 1387 سال پرچم شیروخورشید ღ♥ღتولدی دوبارهღ♥ღ - حکم جدید ملا عمر

ღ♥ღتولدی دوبارهღ♥ღ

با حرفی که میزنی صد در صد مخالفم. ولی حاضرم جانم را بدهم تا تو حق داشته باشی حرفت را بزنی

 

روز دوشنبه بعد ناهار ، خواستم کمی بخوابم که مامیم تماس گرفت و گفت: عمه مهرگانم

تصادف کرده!!!!

به اینصورت که صبح ، وقتی در حال پیاده شدن از ماشینش بوده ، درست روبروی دبیرستانی که درس میده

( عمم دبیر ریاضیه) ، یهویی 1 دونه موتوری میاد و با شدت میزنه به عمم!!!!

متأسفانه در اثر این تصادف عمم با صورت می خوره به جدول کنار و دندونای جلوش آسیب می بینه

بعدم از هوش میره!!!!!!

خوش بختانه ، آسیبی به سرش وارد نشده و خونریزی داخلی ایجاد نشده

الانم بهوش اومده اما دست چپش و 2 تا از دندوناش شکسته!!!!!

به هر حال تا مامانم اینا رو گفت: من دق کردم !!!!

از اونجاییکه مهیار عمومم در اثر سانحه ی تصادف فوت کرده ، اونم تو سن 25سالگی!!!!!

دیگه از هر چی تصادف و اینا وحشت می داریم!!!!!

بعد اینکه اطمینان پیدا کردم ، عمه ام حالش خوبه ، یکمی خیالم راحت شد!!!!

خواستم بیام نت که ، دیدم ای بابا دوباره وبم مسدود شده!!!!

دیگه مثل اونباری گریه نکردم!!!

آخه اولین بار که وب rud مسدود شد ، خرداد بعد برگشتن از سنندج بود!!!

اون موقع چون اولین تجربه ام بود، چنان شوک بهم دست داد و ناناحن شدم

کلیم گریه کردم!!!!

اما اینباری گریم نگرفت، اما خخخخخخخخخخخخخیلی دلم گرفت!!!

آخه ممکنه من توی پست هام به موضوع هایی اشاره کنم ولی به همه رمز داده شده

به هر حال مهم نیست چرا و برای چی مسدود شدم !!!!

اگرم به خاطر لوگو هام باشه ، بازم برام مهم نیست

چون گذاشتن این لوگوها برام بیشتر از وبلاگم اهمیت داره!!!!!

اگرم باز مسدود م کنن، از گذاشتن لوگوها دلزده نمی شم، همچنین از طرز نوشتنم!!!!

به هر حال ، برای امیر زنگیدم، تا اون با ip خودش بره ، وقتیم که امیر گفت: مشکلی نیست و میره

بهش گفتم: با کارت برو!!!!

وقتی با کارت رفت، متأسفانه برای اونم مسدود نشون داد!!!!

امیر گفت: نارسیس تو پست بده ، من می خونم!!!!!

بعدم هی خندید هی خندید!!!!

منم 1 دونه از همون جیغای خوشل کشیدم و گفتم:امیر!!!! من شوخی ندارماااااااااااااااااااااااا!!!

قبلنا با ip امیر می تونستم راحت برم ، اما به دلایل مخابراتی دیه نمی تونم از اون ip

استفاده کنم!!!!

به هر حال نشستم 1 دونه وب دیگه زدم ...

خوبه که تمام آرشیومو داخل فلش و cd دارمشون و save کردمشون!!!!

تا امیر بیاد ، من مشغول پست دادن بیدم....

هم با نوت بوک ، هم با اون کامپیوتر قبلی دونه دونه پست هامو می دادم!!!!!

البته با 1 دست دیه به مهیار املاء شبشو می گفتم، با اون یکی دستم با ماهان لوح جدیدش رو کار می کردم

و عدد 3 رو بهش آموزش می دادم!!!

و با بقیه ی دستامم ، برای مهیار سؤال ریاضی می گرفتم!!!

برای شامم ، امیر خودش همون غذای معروفش رو درست کرد و خوردیم!!!

بعد شامم اینقدی خسته بودم، بعد خوابیدن بچه ها ، امیر فیلم سنتوری رو گذاشت تا با هم ببینیم!!!

منم بابت عمم و وبلاگم نانا حن بیدم ، هی پشت هم اکش ریختم و فین فین کردم...

آخرش امیر ، برام 1 دونه کلینکس آورد و منو گرفت تو بغلشو گفت: من که کنارتم

تو چرا می اکشی؟!!

منم گفتم: برای تو که گریه نمی کنم که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

روز 3 شنبه بازم پست هامو دادم ، دیدم اینجوریا نمی شه!!!

به خاطر همین برای الهه و حنانه زنگیدم و گفتم: بیاین کارتون دارم!!!

اونا گفتن: کار دارنو ، می خوان برن بازار و ....

گفتم: فیلم سنتوری رو دیدین!!!

اون دو تا هم گفتن: نه!!!!!

منم گفتم: دارمش!!! دوست دارین بیا تا برات بریزم تو cd

بعدم گفتم: دارین میان نوت بوکتان رو هم بیاورید!!!

اون دو تا گفتن: اونو واسه چی!!!!! بعدم گفتن: برامون بریز داخل فلش میریم خونه می بینیم!!!

من گفتم: نمی شه ممکنه ، فلشتون ویروسی باشه!!!

گفتن: خوب بریز تو ی cd من بازم گفتم: نوچ ممکنه که شما ویروس داشته باشین!!!

به هر حال کلی زور زدم تا راضیشون کردم که بیان!!!

وقتیم که اومدن ، محترمانه ازشون خواستم که بشینن ، مثل دخمل خوف برام پست بدن!!!!!

دیگه تا قبل ظهر همه ی آرشیوم منتقل شد ، فقط تیر و مرداد و آبانش موند ، که گفتم: اون دو تا رو

خودم میدم!!!!!

برای ناهارم ، خواستم از بیرون بگیرم، که اونا گفتن: نه!!!

منم گفتم: پس براتون املت درست می کنم!!!

اونا هم گفتن: نمی خوریم!!

منم تهدید کردم ، اگه نخورین ، مجبورین غذای 2 روز پیشمون که اضافه اومده

از همون براتون بریزم تا بخورین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اون بیچار ه ها هم به املت رضایت دادن!!!1

بعدم 1 نسخه از فیلم سنتوری رو بهشون دادم ، درضمن شماره حساب داریوش مهرجویی رو هم

بهشون دادم و گفتم: چون این فیلم مجوز قانونی نمی داره!!! و کپی رایته!!!!

به این شماره حساب پول بلیط تان را واریز نمایید!!!!

اون دو تا هم گفتن: نارسیس خیلی رو میداری !!!

با اون ناهارت !!!!!

بعدم گفتن: به دلیل کار اجباری ، قراره برن به یونیسیف شکایت کنن!!

منم خندیدم و گفتم: قبلنا نی نی بودین حرفتون خریدار می داشته!!! اما الان 1 نی نی

تو شکمتونه!!! حالا اون می تونه شکایت کنه!!! اما شما دیه نه!!!!

اون دو تا هم خواستن منو بزنن ، که کلی بدو بدو کردیم ، این وسط خوردم به فنجونای ناخمنم و

3 تاش شکست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

سرویسم بهم خورده بید!!!!!!

برای شبم رفتم ، خونه ی یکی از دوستای امیر!!!!

امیر و دوستش و چند تا دیگه از دوستاش رفتن تو 1 اتاق دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من و 2 تا دیگه از خانوما و مادر همون دوسته موندیم تو سالن!!!!!!!!!!!!!!

آی من حرص خوردمو می خندیدم!!!!

امروز غروب ، امیر که اومد ، می خوایم بریم دریا کنار....

چون فردا هم تعطیل می باشد ، قرار است برای اولین بار برویم در ویلا ی خودمان!!!!

آخرین فتوای بن لادن هم اینست که دیدن عکس نارسیس اگه

به چشم برادری خواهری باشد مورد ندارد

اما اگر به چش بی ناموسی باشد حرام بیده و حکم قتل واجب می باشد!!!!!

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

امروز تفلد مهران اورجینال عزیزه

تفلد ۲۴ سالگیت مبارک باشه داداش جون جون جونم

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

مهربانو ی عزیزم منو به مسابقه ی موزیک دعوت کرده!!!

که ۷ تا از خاطره انگیز ترین آهنگ هایی رو که شنیدم بگم!!!!

۱: پرنده و یار دبستانی فریدون فروغی و بقیه ی آلبومش بدون استثناء

۲: طاقت دل ، بی تو و یاور همیشه مومن داریوش و بقیه ی آلبومش بدون استثناء

۳: سقف فرهاد و بقیه ی آهنگ ها یش

۴: تایتانیک سیلن دیان

۵: جزیره و عسل بانوی سیاوش قمیشی

۶ : تمامی آهنگ های محسن چاووشی بدون استثناء

۷: دو پنجره ی گوگوش و بقیه ی آهنگ هایش

البته نمی شه گفت: کامل گفتم: من همه ی آهنگ ها رو دوست دارم وبرام جذابه

اوه !!!! یادم رفت کریس دی برگ رو هم بگم

فرامرز اصلانی هم یادم رفته بید

اندی هم بعضی ترانه هاش

حمید عسکری

راستی رضایا و کراوات

............................................

میدونم خوب ننوشتم ، چون ممکنه ۱ آهنگ در یک لحظه ی خاص ۱ احساسی رو در من ایجاد کنه

که دیگه تکرار نشه و الانم به یادم نمونده باشه!!!!

 

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس عالمه

تفلد دینا جونمم که نیدونم کیه مبارکه اما چند روز دیگست

وبت برام مسدوده خانومی

بی معرفت نیستیماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

***** روزنامه ی اعتماد ملی مورخ ۲۸ بهمن مراجعه کنین

اینم شماره حساب

حساب مشترک داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند،

۰۱۱۶۴۰۷۷۹۵ بانک تجارت شعبه چهارراه پارک کد ۰۳۲  

  پاینده ایـــــران آریـــــایـــــی

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 9:16 توسط نارسیسا

پیوندها

1_شیخ امیر نیویورکی
2_این نه اون
3_ ایمان
4_ماماني عاشق
5_یاسمنگولا
6_امید
7_مهران اورجینال
8_حسام
9_مامان آرمین
10_نیلا
11_nsbh
12_پارمیدا
13_دنیا2
14_بهار
15_نیلوفر
16_نغمه
17_بهار 3
18_ کیشوند
19_زیبا
20 _لادن
21_مهربانو
22_آواز دو پرنده
23_افسون
24_دفتر خاطرات من
25_مهتاب
26_امیر
27_مرضیه
28_آشنا
29_آرش
30_بیتا
31_رویا
32 _من
33_محمد صبا
34_سعید1
35_سعید 2
36_آرمین
37_احد
38_الهام
39__روزبه
40_ترانه
ღ.•**•.Ar@sH.•**•.ღ41_
42_کیانا* احمد
43_شهاب
44_نیلوفر 3
45_نیلوفر 2
46_لیلی عاشق
48 _حمید رضا1
49_حمید رضا 2
50_رسپینا
51_پارسای میتیل
52_دینا
53_تیده آ
54_حسین و نگار
55_امیر و آذین
56_جوانه ی امید
57_سهیل
lonlinessisland_58
59_خانوم گل
60_سارینا
61_ لیلا
62_ژاماسب از آمل
63_لی لی
64_بامداد
71_بهنود1
72_بهنود2
73_روشنک
75_من ؛ تو ؛ ما
76_آزاده
77_رها
78_امیر متین
79_ققنوس
80_میلاد
81_آرمین 2
82_مسعود
83 _ایمان2
84_سامی
85_احمد
86_کولی
87 _میلاد2
88_سارا
89 _دلآرام
90_افسون 2
91_نیوشا
92_بهانه
93_امید2
94_فرشته
95_دخترک تنها
96_مهرداد
97_فاطمه
98_عباس کمالی
99_دو عاشق
100_خاطرات سنم
101_جوجو پرطلای آبجی
102_سعید4
103_سمیه
104_باباقور قوری
105_ایران سردرگم
106_شیرین
107_سپیده
108_عقیل
109_نرگس2
110_ladybird

RSS

POWERED BY: Blogfa
POWERED BY: Mihanblog