|
با حرفی که میزنی صد در صد مخالفم. ولی حاضرم جانم را بدهم تا تو حق داشته باشی حرفت را بزنی |
روز دوشنبه بعد ناهار ، خواستم کمی بخوابم که مامیم تماس گرفت و گفت: عمه مهرگانم تصادف کرده
به اینصورت که صبح ، وقتی در حال پیاده شدن از ماشینش بوده ، درست روبروی دبیرستانی که درس میده
(
عمم دبیر ریاضیه) ، یهویی 1 دونه موتوری میاد و با شدت میزنه به عمم!!!!متأسفانه در اثر این تصادف عمم با صورت می خوره به جدول کنار و دندونای جلوش آسیب می بینه
بعدم از هوش میره
!!!!!!خوش بختانه ، آسیبی به سرش وارد نشده و خونریزی داخلی ایجاد نشده
الانم بهوش اومده اما دست چپش و
2 تا از دندوناش شکسته!!!!!به هر حال تا مامانم اینا رو گفت
: من دق کردم !!!!از اونجاییکه مهیار عمومم در اثر سانحه ی تصادف فوت کرده ، اونم تو سن
25سالگی!!!!!دیگه از هر چی تصادف و اینا وحشت می داریم
!!!!!بعد اینکه اطمینان پیدا کردم ، عمه ام حالش خوبه ، یکمی خیالم راحت شد
!!!!خواستم بیام نت که ، دیدم ای بابا دوباره وبم مسدود شده
!!!!دیگه مثل اونباری گریه نکردم
!!!آخه اولین بار که وب
rud مسدود شد ، خرداد بعد برگشتن از سنندج بود!!!اون موقع چون اولین تجربه ام بود، چنان شوک بهم دست داد و ناناحن شدم
کلیم گریه کردم
!!!!اما اینباری گریم نگرفت، اما خخخخخخخخخخخخخیلی دلم گرفت
!!!آخه ممکنه من توی پست هام به موضوع هایی اشاره کنم ولی به همه رمز داده شده
به هر حال مهم نیست چرا و برای چی مسدود شدم
!!!!اگرم به خاطر لوگو هام باشه ، بازم برام مهم نیست
چون گذاشتن این لوگوها برام بیشتر از وبلاگم اهمیت داره
!!!!!اگرم باز مسدود م کنن، از گذاشتن لوگوها دلزده نمی شم، همچنین از طرز نوشتنم
!!!!به هر حال ، برای امیر زنگیدم، تا اون با
ip خودش بره ، وقتیم که امیر گفت: مشکلی نیست و میرهبهش گفتم
: با کارت برو!!!!وقتی با کارت رفت، متأسفانه برای اونم مسدود نشون داد
!!!!امیر گفت
: نارسیس تو پست بده ، من می خونم!!!!!بعدم هی خندید هی خندید
!!!!منم
1 دونه از همون جیغای خوشل کشیدم و گفتم:امیر!!!! من شوخی ندارماااااااااااااااااااااااا!!!قبلنا با
ip امیر می تونستم راحت برم ، اما به دلایل مخابراتی دیه نمی تونم از اون ipاستفاده کنم
!!!!به هر حال نشستم
1 دونه وب دیگه زدم ...خوبه که تمام آرشیومو داخل فلش و
cd دارمشون و save کردمشون!!!!تا امیر بیاد ، من مشغول پست دادن بیدم
....هم با نوت بوک ، هم با اون کامپیوتر قبلی دونه دونه پست هامو می دادم
!!!!!البته با
1 دست دیه به مهیار املاء شبشو می گفتم، با اون یکی دستم با ماهان لوح جدیدش رو کار می کردمو عدد
3 رو بهش آموزش می دادم!!!و با بقیه ی دستامم ، برای مهیار سؤال ریاضی می گرفتم
!!!برای شامم ، امیر خودش همون غذای معروفش رو درست کرد و خوردیم
!!!بعد شامم اینقدی خسته بودم، بعد خوابیدن بچه ها ، امیر فیلم سنتوری رو گذاشت تا با هم ببینیم
!!!منم بابت عمم و وبلاگم نانا حن بیدم ، هی پشت هم اکش ریختم و فین فین کردم
...آخرش امیر ، برام
1 دونه کلینکس آورد و منو گرفت تو بغلشو گفت: من که کنارتمتو چرا می اکشی؟
!!منم گفتم
: برای تو که گریه نمی کنم که!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!روز
3 شنبه بازم پست هامو دادم ، دیدم اینجوریا نمی شه!!!به خاطر همین برای الهه و حنانه زنگیدم و گفتم
: بیاین کارتون دارم!!!اونا گفتن
: کار دارنو ، می خوان برن بازار و ....گفتم
: فیلم سنتوری رو دیدین!!!اون دو تا هم گفتن
: نه!!!!!منم گفتم
: دارمش!!! دوست دارین بیا تا برات بریزم تو cdبعدم گفتم
: دارین میان نوت بوکتان رو هم بیاورید!!!اون دو تا گفتن
: اونو واسه چی!!!!! بعدم گفتن: برامون بریز داخل فلش میریم خونه می بینیم!!!من گفتم
: نمی شه ممکنه ، فلشتون ویروسی باشه!!!گفتن
: خوب بریز تو ی cd من بازم گفتم: نوچ ممکنه که شما ویروس داشته باشین!!!به هر حال کلی زور زدم تا راضیشون کردم که بیان
!!!وقتیم که اومدن ، محترمانه ازشون خواستم که بشینن ، مثل دخمل خوف برام پست بدن
!!!!!دیگه تا قبل ظهر همه ی آرشیوم منتقل شد ، فقط تیر و مرداد و آبانش موند ، که گفتم
: اون دو تا روخودم میدم
!!!!!برای ناهارم ، خواستم از بیرون بگیرم، که اونا گفتن
: نه!!!منم گفتم
: پس براتون املت درست می کنم!!!اونا هم گفتن
: نمی خوریم!!منم تهدید کردم ، اگه نخورین ، مجبورین غذای
2 روز پیشمون که اضافه اومدهاز همون براتون بریزم تا بخورین
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اون بیچار ه ها هم به املت رضایت دادن
!!!1بعدم
1 نسخه از فیلم سنتوری رو بهشون دادم ، درضمن شماره حساب داریوش مهرجویی رو همبهشون دادم و گفتم
: چون این فیلم مجوز قانونی نمی داره!!! و کپی رایته!!!!به این شماره حساب پول بلیط تان را واریز نمایید
!!!!اون دو تا هم گفتن
: نارسیس خیلی رو میداری !!!با اون ناهارت
!!!!!بعدم گفتن
: به دلیل کار اجباری ، قراره برن به یونیسیف شکایت کنن!!منم خندیدم و گفتم
: قبلنا نی نی بودین حرفتون خریدار می داشته!!! اما الان 1 نی نیتو شکمتونه
!!! حالا اون می تونه شکایت کنه!!! اما شما دیه نه!!!!اون دو تا هم خواستن منو بزنن ، که کلی بدو بدو کردیم ، این وسط خوردم به فنجونای ناخمنم و
3
تاش شکست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1سرویسم بهم خورده بید
!!!!!!برای شبم رفتم ، خونه ی یکی از دوستای امیر
!!!!امیر و دوستش و چند تا دیگه از دوستاش رفتن تو
1 اتاق دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!من و
2 تا دیگه از خانوما و مادر همون دوسته موندیم تو سالن!!!!!!!!!!!!!!آی من حرص خوردمو می خندیدم
!!!!امروز غروب ، امیر که اومد ، می خوایم بریم دریا کنار
....چون فردا هم تعطیل می باشد ، قرار است برای اولین بار برویم در ویلا ی خودمان
!!!!آخرین فتوای بن لادن هم اینست که دیدن عکس نارسیس اگه
به چشم برادری خواهری باشد مورد ندارد
اما اگر به چش بی ناموسی باشد حرام بیده و حکم قتل واجب می باشد
!!!!!بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
امروز تفلد مهران اورجینال عزیزه
تفلد ۲۴ سالگیت مبارک باشه داداش جون جون جونم
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
مهربانو ی عزیزم منو به مسابقه ی موزیک دعوت کرده!!!
که ۷ تا از خاطره انگیز ترین آهنگ هایی رو که شنیدم بگم!!!!
۱: پرنده و یار دبستانی فریدون فروغی و بقیه ی آلبومش بدون استثناء
۲: طاقت دل ، بی تو و یاور همیشه مومن داریوش و بقیه ی آلبومش بدون استثناء
۳: سقف فرهاد و بقیه ی آهنگ ها یش
۴: تایتانیک سیلن دیان
۵: جزیره و عسل بانوی سیاوش قمیشی
۶ : تمامی آهنگ های محسن چاووشی بدون استثناء
۷: دو پنجره ی گوگوش و بقیه ی آهنگ هایش
البته نمی شه گفت: کامل گفتم: من همه ی آهنگ ها رو دوست دارم وبرام جذابه
اوه !!!! یادم رفت کریس دی برگ رو هم بگم
فرامرز اصلانی هم یادم رفته بید
اندی هم بعضی ترانه هاش
حمید عسکری
راستی رضایا و کراوات
............................................
میدونم خوب ننوشتم ، چون ممکنه ۱ آهنگ در یک لحظه ی خاص ۱ احساسی رو در من ایجاد کنه
که دیگه تکرار نشه و الانم به یادم نمونده باشه!!!!
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس عالمه
تفلد دینا جونمم که نیدونم کیه مبارکه اما چند روز دیگست
وبت برام مسدوده خانومی
بی معرفت نیستیماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
***** روزنامه ی اعتماد ملی مورخ ۲۸ بهمن مراجعه کنین
اینم شماره حساب
حساب مشترک داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند،
۰۱۱۶۴۰۷۷۹۵ بانک تجارت شعبه چهارراه پارک کد ۰۳۲
پاینده ایـــــران آریـــــایـــــی ![]()
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 9:16 توسط نارسیسا
